|
I can't break the silence, but it's breaking me
|
*پ.ن۱: اگه من تا یک ماه دیگه به پنچاه کیلو برسم، همه تون شیرینی افتادین.
*پ.ن۲: عاشق آهنگ "حرف زن" ام. آره می جنگم واسه هر چیزی که مال منـــــه...
وای چقد حس بدیه که آدم از یکی بدش بیاد. به نظرم بیشتر خود آدم اذیت میشه تا طرف مقابل. ایش!
حمیده اینا امروز رحمت کشیدن و توی یک قوطی رانی (فکر کنم هلویی بود. به به.) یک مقدار لاک غلط گیر ریختن. سمانه به مریم گفت بیا رانی بخور. مریم هم قلپ قلپ خوردش.
بعد وقتی فهمید توش لاک غلط گیر بوده دلش درد گرفت.
لیدا: "خانوم بیشتر کسایی که مثه شما قدیمی ان، آرزو می کنن که اگه زلزله بیاد بمیرن!!!...
نمدونم چرا اینو گفت! نمدونم چی شد که اینو گفت! فقط شنیدم که گفت.
شبی بلاگ... سلامی دوباره!
لیدا: چیز آرایی!
خانوما: هر هر هر!
*پ.ن:منظورش از "چیز آرایی"، "حس آمیزی" بود!
امشب با مامانم داشتیم توی پیاده رو راه می رفتیم...
-من: آخی... مامان یادته آخرین بار کی از این نون واییه نون خریدیم؟
-...آره... آخی... :(
-بیا دیگه از این جا نون نخریم تا یه روزی برسه مثل اون روز؛ که ما با لبخندهای واقعی روی لبامون و دست هایی که به شکل 7 بالا رفته ن، توی خیابون راه میریم و از ته دلمون خوشحالی می کنیم.
-قبول!
«جیک جیک جیک...»
نیایش: صدای پرنده س؟!
زهره: نه، گُرازه!
«هر هر هر!...»
چه احساسی بهت دست میده وقتی در خونه رو باز کنی و ببینی 1 پیشتولک خانوم + 1 آقا پیشتولک + 3 تا بچه پیشتولک روبروت وایساده ن و دارن میو میو می کنن؟!
وای دیروز سر کلاس زبان چقدر خندیدیم! چهارتایی مون تو یه کلاسیم. (من و مریم و زهره و سمانه که امسال اومد به مدرسه ی ما). معلم زبانه خیلی باحال بود. داشت حضور و غیاب می کرد، بعد به جای حرف "س" توی اسم "انیسه"، از حرف "ن" استفاده کرد!!
خدارو شکر خود انیسه غایب بود و شاهد این فاجعه نبود!
وای بچه ها چقدر زود تموم شد این تابستون ها... اصلن انگار همین دیروز بود که حمیده اینا گیر داده بودن که باهاشون بریم اردوی آخر سال...
دیگه فردام باید بریم مدرسه دیگه. امیدوارم که امسال خوش بگذره. امیدوارم بتونم پیشرفت کنم. مخصوصن این که اومدم رشته ی ریاضی. یه کمی می ترسم.
اتاقم در حال حاضر انقدر گند و نامرتب و کثیفه که خودم چندشم میشه برم توش. امروز باید یه حال حسابی بهش بدم!
*پ.ن1: دیشب پیش خاله فاطی خوابیده بودم، یه عالمه پشه منو گزید! خوشمزه ایم دیگه... یه دونه شون روی گونه مو گزیده، عین این آدم بی کارا شدم که میرن ژل و کوفت و زهرمار تزریق می کنن!
*پ.ن2: بچه ها واسه همه تون توی سال تحصیلی جدید آرزوی موفقیت می کنم.
*پ.ن3: آخی...